محمد مهدى ملايرى
80
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
شنوايى نيافت . سيبويه از آن روى مىخواست كه عربها گفتهء كسائى را تكرار كنند ، چون مىدانست آن گفته خلاف طبيعت زبان است و زبان آنها به آن نمىگردد « 1 » . در ميان علماى سلف ، سيبويه نخستين كسى است كه تعريب واژههاى بيگانه را از ديد سير طبيعى زبان و رشد تدريجى آن نگريسته و نه تنها آن را مانند برخى لغتشناسان محافظهكار ناروا نشمرده ، بلكه با استخراج و تدوين ضوابط آن ، آن را به صورت يكى از اصول زبان عربى درآورده و راهى را كه عملا در زبان عامهء عربى باز بوده از لحاظ علمى نيز در زبان عربى فصيح باز نگه داشته است . اينكه سيبويه شواهدى را كه در باب تعريب به كار برده و شمار آنها به حدود چهل مىرسد ، به استثناى اسم خاص از زبان فارسى گرفته ، نه بدان سبب بوده كه وى فارسى زبان بوده « 2 » و با اين زبان آشنايى بيشترى داشته ، بلكه بدين سبب بوده كه در زمان وى و از مدتها پيش از وى بزرگترين منبع واردات زبان عربى زبان فارسى بوده ، و اين هم بدان علت بوده كه زبان عربى نخستينبارى كه با اسلام از مرز و بوم خود به درآمد و در سرزمينى ديگر با مردمى ديگر كه زبان و فرهنگى ديگر داشتند برخورد نمود و از آنها پذيرفت در ايران و با ايرانيان و زبان فارسى بود ، و در همينجا هم بود كه ايرانيان به مقتضاى گرايش اسلامى خود به زبان عربى روى آوردند و به بحث و تحقيق دربارهء اصول و قواعد آن و
--> ( 1 ) . اين داستان را در بيشتر جاها نقل كردهاند و از آن جمله در كتاب مغنى اللبيب است كه در آن گذشته از شرح داستان ، قصيدهاى هم كه يكى از شاعران در اين زمينه سروده و به مناسبت موضوع مناظره به نام « قصيده زنبوريه » معروف شده نقل گرديده است . ( 2 ) . ابن خلكان از گفتهء معاوية بن بكر كه هم روزگار سيبويه بوده آورده كه گفت من سيبويه را در جوابش ديده بودم و سخنان و مناظرههاى او را در نحو مىشنيدم . زبانش گير داشت ولى بعد كه در كتابش نگريستم قلمش را بليغتر از زبانش يافتم ( وفيات ، ج 3 ، ص 135 ) و از اين گفته معلوم مىشود كه سيبويه هم مانند بيشتر كسانى كه عربىزبان نبودهاند زبانش به عربى روان نبوده است .